تبلیغات
._.All My Little Things._. - میز کوچکیـ دو نفرهـ ...
میز کوچکیـ دو نفرهـ ...
Image result for love drawings tumblr

میز کوچکی دو نفره با پارچه ی چهارخونه ی قرمز!
فکرش را بکن، خوب نمی شد؟
کنار پنجره ای رو به خیابانی آبی،
و دو فنجان که همیشه روی آن بود،
شب هایی که باران می آمد می نشستیم، قهوه ای می خوردیم و من هزار سال برایت داستان می گفتم.
اما بهتر است قهوه را خودت دم کنی،
من را که می شناسی، متخصص سر دادن قهوه ام، 
حواس درست و حسابی ندارم، تا به خودم می آیم همه چیز از دست رفته،
مثل قهوه هایم، مثل قطارهایی که جا می مانم، مثل تو!
و حالا به خودم آمده ام...تو نیستی، خیابان آبی نیست، باران نمی بارد ولی من...هزار سال است که برایت داستان می نویسم،
و با کوچکترین چیزها به یادت می افتم...
کجا بودم؟
داشتم می گفتم...میز کوچکی دو نفره با پارچه ی چهارخونه ی قرمز...
فکرش را بکن، خوب نمی شد؟
~

عطر چشمان او / روزبه معین

~

پی نوشت : بی شک میگم که من نوشته های اقای روزبه معین عزیز رو با هیچی عوض نمیکنم
حتی میتونم بگم داستاناشو از کتاب قرن 20 یعنی شازده کوچولو بیشتر دوست دارم
به راحتی وقتی کتابش منتشر شد میتونم کتا رو یهویی باز کنم و یه متن خیلی قشنگ از روش بنویسم :)

[ یکشنبه 21 شهریور 1395 ] [ 01:12 ب.ظ ] [ ೋღ мαяуαм ღೋ ] [ _ () ]
آخرین مطالب